ابوالقاسم شاكر
40
تاريخ تشيع در ايران (فارسى)
را به شهادت گرفت كه پيامبر ( ص ) از جان و مالشان به آنان سزاوارتر است ، سپس دست على بن ابىطالب ( ع ) را بالا برد و فرمود : « هر كس كه من مولا و سرور اويم ، على سرور و مولاى اوست » . بعد از اين خطبه ، مسلمانان حاضر در غدير خم ، با على ( ع ) به عنوان « امرة المؤمنين » ( امير المؤمنين ) بيعت كردند . علامه امينى در كتاب الغدير ، حديث غدير را از 110 صحابى و 84 تابعى و 360 دانشمند معروف نقل كرده است ؛ بنابراين ، حديث غدير از متواترات تاريخ به شمار مىآيد ، به طورى كه كسى در سند آن خدشه نكرده است . شيعه معتقد است خاستگاه اين حركت پيامبر ( ص ) در راستاى تكليفى بود كه خداوند در امر جانشينى پيامبر ( ص ) به عهده او گذاشته بود و او نيز وظيفه داشت آن را اعلام نمايد . اداى اين تكليف از چنان اهميتى برخوردار بود كه خداوند به پيامبر ( ص ) فرمود اگر انجام نشود ، رسالتش را ابلاغ نكرده است . اين آيه در حالى ابلاغ مىشد كه بسيارى از اركان مهم اسلام استوار شده بود و جمله « وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » در آن آيه نشان مىدهد كه ابلاغ اين پيام ، از دشوارترين حالات پيامبر ( ص ) بود و به علت موضعگيرى سخت بعضى از اطرافيان پيامبر ( ص ) ، ممكن بود جان او به خطر بيفتد . از اين رو خداوند حمايت خاص خود را در اين مورد از پيامبر ( ص ) اعلام داشت . « 1 » امر پيامبر ( ص ) به اجتماع همه حاجيان در آن گرماى سوزان نيز تنها در شرايط بالا قابل توجيه است . پس از اين واقعه ، آيهء تماميت و جامعيّت ابلاغ رسالت پيامبر ( ص ) و كمال دين حق نازل گرديد . بنابراين ، غدير يك مفهوم سياسى يا اخلاقى نيست كه شيعه درست كرده باشد ، يا تنها پيامبر ( ص ) خواسته باشد بدان وسيله دوستى خود را با على ( ع ) اعلام كند ، بلكه غدير اعلام ولايت على ( ع ) است . شيعه نيز قبول دارد كه يكى از معانى « مولى » دوست ، يار و ياور است ، ولى كلماتى كه داراى معانى مختلف مىباشند بايد با توجه به قرائن موجود معنى شوند . كلمهء « مولى » هم به
--> ( 1 ) . پيام قرآن ، ج 9 ، ص 190 .